تبلیغات
آثار تاریخی فهرج یزد - بررسی مسجد جامع فهرج از سه دیدگاه معماری و تاریخی و جغرافیایی
 
آثار تاریخی فهرج یزد

1.      بررسی از دیدگاه معماری



پس از بررسی بیشتر، با توجه به طرح مجموعه و وضع و موقعیت حیاط و شبستان و صفه ها، مسلم شد كه این بنا، اثری اسلامی است و از روز نخست، برای مسجد ساخته شده و مانند مسجد صدر اسلام، چنانچه از كتب اخبار بر می آید، دارای طرحی ساده و بی پیرایه می باشد و شاید نخستین مسجدی باشد كه تاكنون در خاك ایران شناخته شده است.

خصوصاً تزیینات گچبری شكنجی و پیچك های آن، كه بیننده را بی اختیار و ناخودآگاه به یاد كاخ تیسفون می اندازد، به نگارنده حق خواهند داد كه در نخستین دیدار، این اثر را بنایی ساسانی بداند؛ به خصوص كه مناره آن كه شاید در قرون چهارم و پنجم به آن الحاق شده، با خشت های كوچكتر ساخته شده و آغاز راه پله و در ورودیش به آن می ماند كه هنوز هم خوب به مسجد نچسبیده و جای خود را باز نكرده است.

طرح اصلی مسجد، بسیار ساده است؛ حتی نسبت به تاریخانه دامغان. شبستانی با ده دهانه دارد كه دهانه میانی، بزرگتر از دو دهانه چپ و راست است و باز، دهانه های آخرین كه دنباله ایوان های شرقی و غربی است، دهانه ای بزرگتر دارد. قوس ها، همه ناری (بیضی) است و طاق ها نیز ناوی و آهنگ (كوره پوش) است و بر خلاف تاریخانه دامغان و شبستان زیرزمینی جامع سمنان، كوشش نشده است تا با پوشش، چهاربخش كوتاهتر شود و مانند بنا های پیش از اسلام، بلندی و افراز شكوهمندی دارد. حیاط و صحن كوچك مسجد، از جنوب، به سه دهانه شبستان و از شرق و غرب، هر یك به دو دهانه ایوان محدود می شود و بر جانب شمال آن، چهار صفه است كه با درگاه هایی كه فعلاً مسدود شده، به هم راه داشته است.

پوشش صفه ها، شكل بسیار ساده و ابتدایی نیم گنبد است؛ كه بعد ها در سردر اصلی اغلب آثار اسلامی ایران، با شكوه و زیبایی هرچه تمامتر دیده می شود. ولی در اینجا روی دو ترنبه بسیار ساده، گریواری با چفت زده اند و بلافاصله نیم گنبد ساده روی آن ساخته شده؛ درست مانند اینكه یكی از گنبد های ساسانی را نصف كرده باشند. در این صفه ها، جای دو درگاه اصلی كه فعلاً با تیغه بسته شده، هنوز به جای است و بی گمان می توان پذیرفت كه ورودی اصلی مسجد در اینجا بوده است. درگاه، مانند درگاه های ساسانی، همه دارای چانه است؛ یعنی پاكار طاق و چپیله سر درگاه، كمی از جرز های دو سو پس نشسته است و این وضع، عمومیت دارد.

در روی نمای حیاط، چند طاقچه و كاو، با طاقی شكنجی (دالبری) دیده می شود كه بعداً در مسجد «علاقوندی» در فهرج و همچنین در مسجد كهن مهر آباد ابرقو كه خود یكی از كهن ترین مساجد ایران است، با طرحی پروانه ای در ترنبه ها به كار رفته است و به وضوح، اصل و مبدا قوس های شكنجی مغرب و آندلس را نشان می دهد. جای محراب اصلی شبستان، نخست، فرورفتگی راست گوشه ای بوده است كه بعد ها محراب كاهگلی در درون آن كنده اند كه دخل و تصرفی بسیار زشت است و باز هم بر روی دیوار های شبستان و ایوان، از این گونه كاو ها دیده می شود كه مواجه با قبله نیست.

یكی از مشخصات جالب این مسجد، نقش در های ساسانی است كه با گچ، بر روی دیوار شرقی ساخته اند و به نظر می آید چون نصب در های مجلل و آراسته در بنا های صدر اسلام معمول نبوده، معمار باذوق مسجد خواسته است سندی از در های زیبای كهن به دست آیندگان بدهد.

ورودی اصلی مسجد، فعلاً در كنار مناره است و چندان كهن نیست و گمان می رود همزمان با الحاق منار، احداث شده باشد و مستقیماً به شبستان باز می شود؛ ولی علاوه بر منار و سردر، دو اطاق در قسمت غربی مسجد وجود دارد كه معماری آن قدیمی است و با توجه به مصالح آن به نظر می آید كه همزمان با ساختمان مسجد، ساخته شده است. در تاریخانه دامغان هم، نظیر این شبستان زمستانی هست كه فعلاً بدون پوشش می باشد و جای تهرنگ آن نمایان است.

پوشش این دو اطاق طاق ناوی آهنگ (كوره پوش و لوله ای) است و ویرانه اطاق دیگری، در كنار دیوار شمالی یا همان ورودی قدیم مسجد نیز موجود است كه پیش از كاوش دقیق، نمی توان درباره آن اظهار نظر كرد.

معماری مسجد، بجز طرح اصلی كه چیز تازه ای است، كاملاً ساسانی است و حتی زغره ها و ستونك های چهار گوشه جرز ها و سرستون ها و درگاه ها و آرایش ها، همه، به سبك معماری پیش از اسلام ایران است و با معماری تاریخانه دامغان و شبستان زیرزمینی جامع سمنان تفاوت بسیار دارد.

در دو بنای دامغان و سمنان، سعی شده است تا طاق ها، كوتاهتر بشوند و به همین مناسبت شاید برای نخستین بار، از طاق های چهار بخش كم خیز استفاده شده، در صورتیكه طاق مسجد فهرج ارتفاع چشمگیری دارد و هیچگونه تلاشی را كه می بایست قاعدتاً برای سبك كردن و مردموار كردن بنا به كار رود، دیده نمی شود و همچنان، چون بنا های پیش از اسلام ایران، شكوهی غرور آمیز دارد؛ ولی طرح آن ساده تر از تاریخانه است. شبستان تابستانی تاریخانه، دارای هفت دهانه در سه دهانه است؛ در صورتیكه مسجد جامع فهرج فقط پنج دهانه در دو دهانه دارد. به همچنین، در حیاط تاریخانه، تعداد دهانه ایوان های شرقی غربی از آن جامع فهرج كه دو دهانه در هر طرف دارد، بیشتر است و طبعاً شكوه بیشتری دارد. قوس های تاریخانه و شبستان كهن جامع سمنان، به جناغی نزدیك شده؛ ولی قوس های جامع فهرج، هنوز ناری كامل است و بالاتر از همه، پوشش و آرایش پیشانی طاق ها، كوچكترین تفاوتی با بنا های ساسانی ندارد.

مسجد جامع فهرج، كلاً از خشت خام با ابعاد بزرگ ساخته شده است و نمای سیمگل (گل رس، ریگ روان و خاكه كاه) و گلریگ و چفت های گچی است. برای آرایش نما، از طاقچه های كوچك با پوشش شكنجی و نقش های شكنجی و دالبری استفاده شده و در جایی، نقشی از كنگره های تخت جمشید نیز دیده می شود كه وجود آن در معماری آن زمان، آن هم در مسجد، شگفت آور است. می گویند در زیر این مسجد، كته گم ها و نهانگاه های هست كه مردم در روز های آشفتگی، دارایی خود را در آن پنهان می كردند؛ ولی پیش از آنكه كاوش علمی بشود، نمی توان به صحت آن مطمین بود.

درباره معماری مسجد، تا آنجا كه بررسی شده بود، معروض افتاد و شاید كسانی كه با معماری ایران آشنایی دارند، حد قدمت این اثر را با همین نشانه ها دریابند؛ ولی بد نیست از نظر تاریخی هم بررسی شود و فهرستی از آنچه در كتب جغرافیای تاریخی درباره فهرج و قدمت آن آمده است داده شود.


2.بررسی از دیدگاه جغرافیایی


پیش، گفتیم كه این اثر را از لحاظ سبك معماری و طرح، می توانیم كهنترین مسجدی بدانیم كه در ایران زمین ساخته شده است؛ و كافی است كسی كه با معماری ایران، آشنایی اندكی داشته باشد، طرح ها و تصاویر آن را ببیند و بی هیچ شرح و تفسیری، این حقیقت را دریابد. با این همه، از لحاظ تاریخی هم با مقایسه آنچه در كتب تاریخی و جغرافیایی آمده، می توانیم این نظر را مدلل كنیم. چنانكه پیش از این یاد شد، اصطخری، مورخ و جغرافیا نویس میانه سده چهارم، می گوید: "سه شهر ناحیه یزد مسجد دارد." و آنگاه نام چهار شهر كثه، میبد، نایین و بهره یا در متن عربی، فهرج را می آورد.

نقشه راه و مكان چهار شهر بزرگ شهرستان یزد از استان اصطخر یعنی كثه (یزد)، میبد، نایین و فهرج كه به گفته اصطخری در مسالك و ممالك صاحب مسجد جامع نیز می باشند.

كثه مركز یزد كه اكنون در دل ریگ های روان پنهان شده، به گفته اصطخری، مسجد جامع و منبر دارد؛ یعنی امیر نشین است. و باز به گفته هم او، دو در آهنین دارد، یكی باب المسجد و دیگری دروازه ایزد یا شاید یزد. مسجد جامع نایین را هم می شناسم؛ كه قسمت اصلی و كهن آن مسلماً در زمان اصطخری وجود داشته و شاید قسمت های نوی آن در آن زمان وی یا پس از آن الحاق شده است. می ماند یك شهر دیگر از چهار شهر ناحیه یزد كه باید یا میبد یا فهرج باشد. ولی در میبد، مسجدی كهن كه بتواند در زمان اصطخری وجود داشته باشد، سراغ نداریم.

مناره جزو بنای اولیه مسجد نبوده و بعد ها به آن اضافه شده است.

كهن ترین مسجد آبادی های میبد كه می تواند در زمان اصطخری هم وجود داشته باشد، مسجد بشنیغان است كه با مختصر توجهی به طرح، می توان تشخیص داد این بنا در اصل مسجد نبوده و برای مسجد ساخته نشده است. در گوشه ایوان كوچك و كم دهانه آن، چهارطاقی كهنی است كه ماهیت خود را به خوبی نشان می دهد و به هیچ وجه شبیه به مسجد، آن هم مسجد ساده سده های نخستین اسلام نیست و ضمناً نام بشنیغ كه لهجه دیگری از گشنیك و القاب آتش است، احتمال وجود آتشكده معتبری را در آن محل به شدت تقویت می كند. میبد یا میگذ كه امروز هم میچد گفته می شود و متاسفانه به تصور اینكه این لفظ، عامیانه و غلط است، آنرا مهریجرد كرده اند، یكی از شهر های كرانه دریاچه ساوه است كه به تصریح كلیه كتب مسالك، تا نهصد سال پیش، تا نزدیكی یزد گسترده بوده است.

میبد با موقعیت استثنایی خود در كنار دریاچه مركزی و بر كران دشت پهناور كویر و با نارین قلعه و دژ استواری كه داشته كه متاسفانه اخیراً با خیابانی به دو نیم شده، در زمان فرمانروایی ساسانیان و سال ها پس از آن، اهمیت خاصی داشته و در این شهر سكه می زدند و سكه های ضرب شده در میبد هنوز موجود است. خاندان های نام آوری در این شهر بوده كه از میان آنها كسی چون «رشید الدین میبدی»، مفسر معروف و «شیخ الاسلام محمد بن احمد بن مهر ایزد» برخاسته اند.

چنین شهری، مسلماً دارای آتشكده ها و بغستان های باشكوهی بوده است؛ به ویژه بغستان آناهیتا، بانوی آب و باروری، كه به سادگی می توانسته است پس از اسلام به مسجد تبدیل شود. و همچنین، به دشواری می توان پذیرفت كه مردم چنین شهری، بی هیچ پایداری، در برابر سپاه تازی سر فرود آورده باشند؛ چنانكه می دانیم، نام نیای سوم المیبدی، مفسر معروف، هنوز مهرایزد بوده و به روایتی، پیامبر -ص- ما را به خواب دیده و اسلام آورده است.

بنابراین، در میبد بر خلاف فهرج، احتمال احداث مسجدی با طرح خاص مسجد در صدر اسلام به دشواری می رود. كما اینكه طرح قسمت اصلی مسجد جامع نایین هم كاملاً طرح خاص مسجد نیست و به مهرابه محمدیه كه در محمدیه، آبادی نزدیك نایین است كه آن هم در همان روزگار، تبدیل به مسجد شده و اكنون به مسجد محمدیه معروف است، بیشتر شباهت دارد.

در صورتیكه مسجد جامع فهرج، با طرح خاص خود، فقط برای مسجد ساخته شده؛ ولی معماری آن كاملاً ساسانی است و مساجدی كه طرح مهرابه دارد و شاید یكی دو قرن پس از آن ساخته شده مانند مساجد نایین و محمدیه و بشنیغان كه شاید در قرن هشتم به مسجد تبدیل شده باشد، دارای سبك معماری ساسانی نیست و به جای قوس های ناری و طاق های آهنگ، درگاه های جناغی و طاق تویزه و خوانچه و چهاربخش دارد؛ به خصوص در قسمت های الحاقی جامع نایین كه پوشش بسیار كوتاه غرفه های زنانه آن، درست مشخِص سبك معماری خاصی است كه اسلام می خواسته و می پذیرفته است.

1.        بررسی از دیدگاه تاریخی



«ابو اسحاق ابراهیم اصطخری» در كتاب «مسالك و ممالك» خود، ناحیه یزد را بزرگترین ناحیه اصطخر خوره یا كوره اصطخر یاد می كند و چهار شهر بزرگ این ناحیه را به ترتیب كثه، میبد، نایین و فهرج نام می برد. در جاییكه فاصله شهر ها را می گوید، از فهرج به كثه را پنج فرسنگ و فاصله آنرا تا آبان، بیست و پنج فرسنگ می نویسد. در سایر كتب مسالك هم كمابیش همین گونه است و اغلب آنها از اصطخری نقل كرده اند؛ چون، برای نواحی فارس و نزدیك آن، اصطخری كه خود از مردم فارس بوده، مدارك معتبری دارد. نیز، اصطخری می گوید كه سه شهر از این چهار، مسجد جامع دارد؛ ولی پس از آن، چهار شهر بهره و كثه و میبد و نایین را یاد می كند: "یزد، بزرگتر نواحی اصطخر باشد؛ سه جایگاه مسجد آدینه دارد: كثه و میبد و نایین و بهره." در متن عربی اصطخری، به جای بهره، فهرج نوشته؛ ولی مترجم كه از نثر روانش معلوم می شود از مردم همان حدود بوده، نام مصطلح محل را در حدود قرن چهارم و پنجم، «بهره» نوشته است.

«كثه»، شهرقدیم ناحیه یزد و كرسی آن ولایت بوده است. ویرانه های آن در زیر ریگ روان، پنهان است. بعضی، این شهر را با شهر كنونی یزد، یكی می انگارند ولی شهر فعلی یزد، از آغاز قرن پنجم، رو به آبادی می رود و جای كثه را می گیرد.

در كتب فرهنگ و لغت نامه ها، در برابر نام «فهرج»، نوشته شده كه این نام صورت معرب «بهره» است و سه شهر، یكی در عراق، دیگری در بلوچستان و سومی هم كه معروف است، همان بهره یا فهرج یزد از ناحیه یزد اصطخر خوره است و چنانچه می دانیم، فهرج در بخش سریزد واقع شده و در واقع دروازه ناحیه یزد است.

در روزنامه اطلاعات، از قول آقای «یحیی نواب» كه از فرهنگیان دانشمند یزد هستند، نوشته شه بود كه نام كهن فهرج، «پهرشت» به معنی نهانگاه بوده و نگارنده در این چند ماه، سعادت آن را نیافت تا با آقای نواب ملاقات كند یا در این باره چیزی از ایشان بپرسد. امید آن است عنایتی بفرمایند و توضیح بیشتری در این مورد برای مجله باستانشناسی و هنر ایران بفرستند كه بینهایت موجب سپاسگزاری خواهد شد.

در هر صورت، اگر فهرج را معرب بهره یا پهرشت، پهله یا فهله هم بدانیم، همه را می توان نامی از برای پناهگاه و محل اجتماع و بالاخره شهر و خانه و آبادانی دانست. چه نظایر این نام، كثه، آوه، شبستان، چپر و جز آن نیز همه تقریباً معنای سرپوشیده و نهانخانه و پناهگاه می دهد.

در میان مآخذی كه از فهرج یزد نام می برند، «تاریخ یزد» تالیف «جعفر بن محمد جعفری»، بیش از همه از آن نوشته است و در اینجا از همان كتاب كه به اهتمام آقای «ایرج افشار»، از طرف «بنگاه ترجمه و نشر كتاب»، چاپ و منتشر شده می آوریم:

"چون سلطنت به یزدجرد بن شهریار رسید و تمام لشكر اسلام به حرب یزدجرد آمدند و سعد وقاص به مداین آمد، یزدجرد بگریخت و به جلولا رفت و لشكر اسلام از پس او به جلولا رفتند و یزدجرد به راه یزد، به خراسان رفت و «مالك ذئب» و «مالك بن عمرو» از عقب یزدجرد به خراسان رفتند و در چهارده طبس، مالك ذئب و مالك عمرو وفات كردند و مدفن ایشان در طبس، مشهور است و لشكر اسلام چون بازگشتند از خراسان، در بیابان، اشتران راه غلط كردند و بسیاری از ایشان در آن بیابان از تشنگی هلاك شدند و به زحمت بسیار به قصبه فهرج رسیدند. و فهرجیان بر ایشان شبیخون زدند و صاحب رایت امیر المومنین و امام المتقین علی بن ابیطالب، «عبد الله بن احمد بن ابو الیسر بن عبد الله بن تمیمی» را و «حویطب بن هانی» و «عمر بن عامل» را شهید كردند و قبور ایشان در فهرج مشور است و باقی كه مانده بودند، به طرف مدینه باز رفتند و چون یزدجرد به خراسان رفت، گنج خود برگرفت كه نزد خاقان ترك رود. لشكر، او را تاراج كردند و او از میانه گریخت و به آسیایی رفت. آسیابان، طمع در جامه های او كرد و یزدجرد را هلاك كرد.

و چون زمان عثمان شد، لشكری با سعید، پسر خود، و «قثم بن عباس» به طرف نیشابور فرستاد و جزیه مقرر كردند و باز گردیدند و به یزد آمدند. اهل آن دیار به اسلام آمدند و لشكر به جانب فهرج بردند و قتل زیاد كردند و قوم تازیان و بنی تمیم در یزد مقیم شدند و تمام مجوسان یزد جزیه قبول كردند. ..."

سپاه اعراب در نبرد اول پس از پیروزی نسبی، به دنبال دستگیری یزدگرد سوم راهی خراسان شد كه در بیابان های مركزی ایران به علت تفاوتی كه با بیابان های عربستان دارد، راه و آب گم كرد و بازگشت و به زحمت خود را به فهرج از توابع مهریز در یزد رساند.


جعفری طبق معمول از ماخذ خود ذكر نكرده و برای روایات دیگری هم كه درباره فتح یزد و فهرج هست مانند اینكه وحشی، قاتل حمزه سید الشهدا هم در فهرج كشته شده یا اینكه وی جد وحشی، شاعر شیرین سخن بافق بوده و غیره، سندی در دست نداریم كه معتبر باشد. ولی چیزی كه هست، در بیرون فهرج، چند بقعه بسیار كهن هست كه زیارتگاه مردم آن حدود می باشد و به «شهدای فهرج» مشهور شده و می گویند معروفترین شهیدان، خواهر زاده حضرت امیر المومنین علی -ع- می باشد و سرو كهنی دارد كه متاسفانه خشك شده و مجموعه این زیارتگاه، با اینكه قسمت اعظم آن ویران شده، در دل دشت، شكوه و زیبایی چشمگیری دارد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی

اس ام اس

 
 
بالای صفحه